همه چیز از همه جا
 

از "تو" بدم می آید! ... ببخشید!

تو سنگی!

و من یک تکه شیشه!

"سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد

"ولی شکستن من"

جدی است!

***

از "تو" بدم می آید!

ببخشید!

از واژه ی "تو"

چه می شد اگر همه شعر های "من"

با "تو "آغاز نمی شد؟!

***

می خواهم گریه کنم!

وقتی که زبانت می گیرد

و مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی

"من"فاصله "شما"را با "تو"

چگونه باید پر کنم؟





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب عاشقانه، 
برچسب ها: از "تو" بدم می آید!،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver

به نظر شما مفهوم این فرمول چیست؟

فرمول عشق! + عکس متحرک

.

.

.

.

به ادامه مطلب مراجعه کنید …


ادامه مطلب

طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب عاشقانه، 
برچسب ها: فرمول عشق،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver

*دعای خانوم ها: «خدایا! به من عشق بده تا شوهرم را درک کنم، صبر بده تا او را بپذیرم، ولی قدرت نده که می زنم لهش می کنم ها...!»

*واقعا معلوم نیست چرا خانم ها اینجوری هستن؛ از خدایی که همه قدرت عالم در دستش است فقط شوهر می خواهند. بعد همه چیزهای توی عالم را از آن شوهر بی نوا می خواهند.

*فقط یه زن ایرانی می تونه یه روز بره بازار خرید کنه خسته نشه، اما تو خونه مادر شوهر، وقتی یه ذره کمک بکنه بگه: «آه خسته شدم به خدا! اینا عروس گرفتن یا کلفت!؟»

*تنها از یک زن ایرانی بر میاد که ملکه زیبایی جهان رو ببینه، بعد با اعتماد به نفس بگه: «این کجاش خوشگله!؟»

*زن ها اگرچه سعی می کنند خودشان را پیچیده و مرموز نشان بدهند، اما ساختار ذهنی شان ساده تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید. یک بار امتحان کنید و به او بگویید: «آه عزیزم کاش بفهمی چقدر دوستت دارم». (یک ضرب المثل ژاپنی / ترجمه فارسی اش اینقدر طولانی به نظر می رسد!)

*گر بمیرد زنی، بر قبر او روید گلی

گر بمیرند زن ها، دنیا گلستان می شود

*ژول میشلت، مورخ فرانسوی می گوید: «زن معجزه ای از تناقضات الهی است».

*فردوسی حکیم بزرگ ایرانی می گوید: «که پیش زنان هرگز راز مگوی / چو گویی، سخن بازیابی به کوی»

*برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود، چون این انصاف نیست که بعضی ها شادتر از بقیه زندگی کنند.

*اسکار وایلد: «من از تروریست ها وحشتی ندارم، من دوساله ازدواج کردم».

*سام کینیسون: «من از همسرم پرسیدم: که برای سالگرد ازدواج مون کجا بریم؟

او گفت: به جایی که تا حالا نرفتیم.

من گفتم: نظرت درباره آشپزخانه چیه!!؟»

*مردها فرصت بهتری در زندگی نسبت به زنان دارند، یکی بخاطر اینکه دیرتر ازدواج می کنند و دوم اینکه زودتر می میرند.





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب خنده دار، 
برچسب ها: تنها یک زن ایرانی می تونه! /طنز،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver
یک هفته پس از خلقت آدم: چون حوا بدون پدر و مادر بود، آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.

*پانصد سال پس از خلقت آدم: با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف. بلند داد می زنی: هاکومبازانومبا (یعنی من موقع زنمه) بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن: از خودت غار داری؟ دایناسور آخرین مدل داری؟ بلدی کروکدیل شکار کنی؟ دوران خدمت جنگ علیه قبیله آدم خوارها رو انجام دادی؟ بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.

نحوه خواستگاری در دوران مختلف!

*دو هزار و پانصد سال بعد از خلقت آدم: انسان تازه کشاورزی را آموخته. وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی. برای همین با مقدار زیاد گندم به مزرعه پدر دختره میری. اونجا از تو می پرسند: جز خودت که اومدی خواستگاری چندتا خر دیگه داری؟ چند متر زمین داری؟ چندتا خوشه گندم برداشت می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟

بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسطه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می می کنید.

*40 سال قبل: شما پس از اتمام خدمت سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند. در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد. در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا برجاست.

*هم اکنون: به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهومسنجر احتیاج دارید. البته «ام اس ان» هم می توانید استفاده کنید ولی آنها آیکن های لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند. پس از نصب یاهومسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست «اد» می کنید و با استفاده از آیکن های مربوطه خواستگاری را انجام می دهید. البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد.





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب خنده دار، 
برچسب ها: نحوه خواستگاری در دوران مختلف!،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند.
در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت:
ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم....
قدری پایین تر آمد.
وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت:
ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی كمی پایین تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یك غلطی كردیم
غلط زیادی كه جریمه ندارد.

كتاب كوچه
احمد شاملو





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  داستان و حکایت، 
برچسب ها: داستان وحکایت، چه كشكی، چه پشمی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver

مجله یکشنبه: نویسنده این ستون یک مرد است، یک مرد واقعی. بنابراین دارد از همین جا به مجموعه خانم ها (شامل دخترها، خانم ها و خانم های مسن) اعلام جنگ می کند.

اینجا واقعیاتی درباره آنها می نویسم و دل خودم و خیلی از مردها را خنک می کنم. دلم می خواهد به جای یک نویسنده هزار نویسنده به نمایندگی از خانم ها علیه ما مردهای واقعی مطلب بنویسند. (البته اگر حرفی برای گرفتن دارند) تا نشان بدهم که سیاهی لشگری بیش نیستند و همچنان یک مرد جنگی از صدهزار بیشتر می ارزد. جدی عرض می کنم...

اگر یک خانم مشغول رانندگی باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرواش بریده و نمی گیرد چکار می کند؟!

* قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود.

* سعی می کند یک دستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرواش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد.

* در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد.

* نذر می کند که زنده بماند.

هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند، این به چه معناست؟!

* یعنی می خواهد به سمت راست برود.

* یعنی می خواهد شیشه سمت چپش را پایین بیاورد.

* یعنی می خواهد پشت فرمان، موبایلش را درآورده و با همسرش تماس بگیرد.

* یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند.

اگر یک خانم در حین رانندگی بخواهد از بین دو خودروی در حال حرکت عبور کند چکار می کند؟!

* بعد از کندن آینه بغل جفت خودروها از بین شان عبور می کند.

* به خودروی سمت راست می کوبد بعد به خودروی سمت چپ سپس با همسرش تماس می گیرد.

* ابتدا جوری به خودروی سمت راست می زند که او منحرف شود و به خودروی سمت چپ برخورد کند. سپس از روی دو خودرو عبور می کند.

* یک بوق می زند و راننده دو خودرو متوجه می شوند او خانم است. سریعا به او راه می دهند که برود.

زمانی که یک خانم پشت فرمان خودرو نشسته و خودرواش با سرعتی بیش از 20 کیلومتر در حرکت است این به چه معناست؟!

* یعنی پاشنه کفشش روی پدال گاز گیر کرده.

* یعنی با همسرش تماس گرفته و فهمیده که او با یک خانم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است.

* یعنی یادش آمده که بچه اش را داخل ماشین لباسشویی جا گذاشته.

* یعنی پشت فرمان خوابش برده.

معمولا یک خانم راننده وقتی خودرواش پنچر می شود چکار می کند؟!

* ابتدا سعی می کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را بپوشاند.

* تا اولین آپاراتی با پنچری راه می رود تا پدر لاستیک و تیوپ و رینگ در بیاید.

* به آتش نشانی زنگ می زند.

* ماشین را وسط خیابان رها می کند و با همسرش تماس می گیرد.





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب خنده دار، 
برچسب ها: واقعیاتی در باره رانندگی خانمها!،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver

دست دوستم یه گوشی ایفون دیدم حسودیم شد اومدم خونه به مامانم میگم من یه اپل میخوام؟ ی لبخند مرموز زد! شب كه بابام اومد دستش یه پلاستیك سیبه میگه تو فك كردی من وبابات انگلیسی بلد نیستیم!

===============================

نمی دونم این دخترا چرا انقدر شکاکن ؟!؟

هر هفت تا دوست دخترامم این طورین!!! واقعآ چرا؟

===============================

بابام به اصرار مامانم رفته باهاش مکه... زنگ زدم اونجا میگم چطوری حاجی ؟میگه حاجی باباته مرتیکه ...!

این بابا اخر منو دق میده

===============================

ما که اسطوره هامون شاملو و فروغ فرخزاد و ارنستوچگوارا و هایده و داریوش بودن شدیم این....وای به حال بچه های ما که اسطوره هاشون کامی پاسکال و علیشمس و ساسی مانکن و جاستین بیبره

===============================

در نظر دارم با یه دختر عرب ازدواج كنم و اسم بچمو بذارم خلیج پارس تا به مملكتم خدمت كرده باشم... در این حد فداکارم من...!





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب خنده دار، 
برچسب ها: نمی دونم این دخترا چرا انقدر شکاکن!؟،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver

وقتی بعد از یك روز شلوغ براتون غذا درست كرد و با تمام خستگی كنارتون نشست بهش بگید:ممنون عزیزم ، خوب شده ، ولی كاش قبل از درست كردنش به مامانم زنگ میزدی و طرز تهیه این غذا رو ازش میپرسیدی ...

وقتی در جمع فامیل خودتون هستید شكم بزرگ پدرزنتون رو سوژه خنده همه قرار بدهید.

از صبح كتونی پا كنید و تا شب هم از پاتون در نیارید تا جورابتون بوی گربه مرده بگیرد و بعد با همان جورابها برید توی رختخواب.

به صورتش نگاه كنید و باحالتی متاثر بگید:عزیزم چقدر پیر شدی...

وقتی تخمه میخورید پوستهای تخمه را هر جای بریزید غیر از بشقاب جلوی دستتون.

وقتی زنتون حواسش كاملا به شماست وانمود كنید زنتون رو ندیدید و یواشكی به بچه هایتون بگید:دوست دارید براتون یك مامان خوشگل بیارم!!.

وقتی با تلفن صحبت میكنید به محض ورود همسرتون با دستپاچگی بگید :باشه ، من بعدا بهت زنگ میزنم ..و سریع گوشی رو قطع كنید..

همیشه از گیرایی چشمهای دختر خاله ترشیده اتون تعریف كنید..

خاطرات شیرین دوران مجردی خودتون رو با دوست دخترهای داشته و نداشته خودتون براش تعریف كنید..

وقتی با اون تو رستوران هستید با صدای بلند باد گلو بزنید..

او را با اسمهای مختلف مثل :سمیرا ،مریم ، پریسا، آتنا، شیوا... صدا كنید و بعد بگید ببخشید عزیزم این روزها حواسم زیاد جمع نیست!!

و در آخر سعی كنید یك چادر مسافرتی خوب یا ماشین راحت بخرید كه شبهای كه قرار است بیرون از خونه بخوابید ، زیاد سختی نكشید!!!؟

 

منبع : سیمرغ





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب خنده دار، 
برچسب ها: راه های ساده برای روانی کردن زن هایتان!!،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver

رئیس: نفس، باقلوا، نون شیرمال، ای جونم، صدام کن که دوباره/ بیام با یه اشاره، همیشه در جلسه است، امضایش از طلا بیشتر می ارزد، هر چند در اداره رئیس است در منزل مرئوس است، ارباب حقوق ها، رب النوع مرخصی، وام دونی، آنچه برای ما آرزوست برای او خاطره است.

طنز؛ فرهنگ اصطلاحات کارمندان!

کارمند: پدیده ای که اهل منزل او را شکل عابر بانک می بینند، شکست ناپذیر، جان سخت، مدیران در کار کشیدن از آن ها یک تلقی نباتی گیاهی دارند، دونده استقامت، نوع مذکرش اغلب حامی مالی دانشگاه آزاد هم هست، نوع «بُن» دارش هم موجود است، جنبنده ای که هر روز 6 صبح باید از خانه برود، جوان ها می پسندند، خانواده ها دوستش دارند، از باجناق بدش می آید، از قرمه سبزی خوشش می آید، موجودی که اگر سی سال کار کند تازه می فرستند تو صف نان سنگک بایستد، ورژن بازنشسته اش در پارک ها یافت می شود، منو سر لج ننداز میرم زن می گیرم/ چی گفتی؟!

عیدی کارمندان: جفت شیش کارمندان، پله پله تا ملاقات رئیس، حماسه ی مدیران، آجیلانه، خرج پوشک بچه، لباس عیال، اداره ی نمونه همینه همینه، بچه ها متشکریم، ابر و باد و مه و خورشید و فلک یاری کنند تا به دستمان برسد، اگر هم برسد به شوهر خانواده چیزی نمی رسد، الهی گوشت بشه به تن.

مرخصی: کارمندها پرواز می کنند، زمانی برای مستی اسب ها، جمعه ی مدام، ساعتی اش حال نمی دهد، پا دراز کردن عمیق، عدسی فردا مرخصی، منو این همه خوشبختی محاله، منو با خودت ببر دوبی، دوبی...

معاون: معاند متخاصم ستیزه جو، موجودی که همیشه از ما کم تر کار می کند و سه برابر ما حقوق می گیرد، بپیچون کبیر، وقتی فامیلی اش کلانتر بود کارتونش کردند، در جلسات نقش گلدون را بازی می کند.

پاچه خار: لعبت رئیس، حاصل دگردیسی فحش های مدرسه ای، حاصل قلمه زدن مورچه خوار و پاچه پاره، موجودی که حضورش برای هر اداره مثل میز و صندلی ضروری به نظر می رسد، زیرآب زن با حفظ سمت، شغل دوم همه از آبدارچی تا معاون، لسان الچرب، مفتاح المنفعت، مصباح المرتبت.

منشی: موجودی که خیلی نرم مراجعین را می پیچاند، لوبیا برو فردا بیا، زنببیل قبول نمی کند، از خاندان نصرا... منشی که کلیه و دمنه را به زبان فارسی نوشت اما نوادگان او فقط ساعت ملاقات بلدند بنویسند، به چای و تلفن علاقه دارد، مثل فامیل دور به «در» عشق می ورزد، که با این درد اگر در بند در مانند درمانند.





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب خنده دار، 
برچسب ها: طنز؛ فرهنگ اصطلاحات کارمندان!، طنز؛، فرهنگ، اصطلاحات، کارمندان!،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver
اگه راه های دوست پسر آزاری بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر هوتن نام بودن دوست پسرتونه…!!!) بگین سلام حمید جون.

بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟

می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم. به دوست پسرتون زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم هوو یا ازدواج به سبک ایرونى رو ببینید.

تا دوست پسرتون یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟…یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح برا دوست پسرتون تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.

آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی دوست پسرتون رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.

عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید به دوست پسرتون نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

موقع تولد دوست پسرتون جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.

همین که تو ماشین بغل دست دوست پسرتون نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید

وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و دوست پسرتون را تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید.





طبقه بندی: ۩.....ادبیات و شــــعـــــــر.....۩،  مطالب خنده دار، 
برچسب ها: روش های دوست پسر آزاری، روش، های، دوست، پسر، آزاری،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط bia2liver
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : لایور

ابزار هدایت به بالای صفحه

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات